close
تبلیغات در اینترنت
از سر پلک تو افتاده بن و بنیادم
حسین جان (ع)   از سر پلک تو افتاده بن و بنیادم مرغ بام ملکوتم که تویی صیادم تا خود حشر به پای تو فقط سجادم اهل جنت نه و من اهل حسین آبادم دل من را نتوانند، به زنجیر کشند بنده ی زینبم از هر دو جهان آزادم تا که آب است مرا حاجت بر تربت نیست همه را پس زده ام تا تو کنی امدادم تیغ مژگان به…