سیاسی تا نباشد چیزکی شاعر نگوید چیزها دلخورم از داعشی ها از گنه لبریزها از فروکاران گندم در زمین ری ریا از طلاجویان پست از دست این خونریزها از تفکرهای ننگ ایده پردازان غرب از گزینه های آمریکا به روی میزها از خطاکاری قوم لوت در عصر مدرن از غرور خفته ی دلهای باد انگیزها از طبابت خانه ی آلوده به شرک و نفاق از طبیبان مریض و متن این تجویزها  خنده را با لهو معنا میکنند و دلخوشند خوی حیوانیست آقا پشت این ساویزها وای بر ما اعتراض ما به جایی بر نخورد نام قرن از این به بعد "آغاز رستاخیزها"…