close
تبلیغات در اینترنت
عطایم کن که بی لطفت چو عبدی زار و مسکینم
حسین جانم (ع) عطایم کن که بی لطفت چو عبدی زار و مسکینم نظر بنما که در یک گوشه از شش گوشه بنشینم به وقت مردنم نام تو را هر لحظه می خوانم و از این دلخوشم آن دم تو می آیی به بالینم   نمی ترسم ز تاریکی قبر و عرصه ی محشر که اکسیر ولایت می کند هر لحظه تضمینم مرا هم خاک نعلینت حسابم کن گل زهرا(س) که زیر پای زرسازت بری از جشن تدفینم قرارش داده رب العالمین از بهر اندوهم به خاک کربلای تو دوای درد و تسکینم تمام فخرم این باشد برایت گریه می بارم به اشک چشم و مژگان تر خود رشک پروینم تویی ایمان تویی فرقان…