close
تبلیغات در اینترنت
چگونه بر سر نیزه تو را نظاره کنم
چگونه بر سر نیزه تو را نظاره کنم روا بود که گریبان ز داغ پاره کنم (1) به جای خواهر تو کاش بوریا بودم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم (2) تو ماه نیزه ای و من برای زینت تو ز اشک ، دیده ی خود را پر از ستاره کنم اجازه هست که لمست کنم عزیز دلم که زخم های تنت را دمی شماره کنم تو تکه تکه شدی ای…