چگونه بر سر نیزه تو را نظاره کنم روا بود که گریبان ز داغ پاره کنم (1) به جای خواهر تو کاش بوریا بودم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم (2) تو ماه نیزه ای و من برای زینت تو ز اشک ، دیده ی خود را پر از ستاره کنم اجازه هست که لمست کنم عزیز دلم که زخم های تنت را دمی شماره کنم تو تکه تکه شدی ای غریب بی کفنم برای این تن غمدیده من چه چاره کنم     جعفر ابوالفتحی   1 و 2 : از استاد محمد سهرابی