close
تبلیغات در اینترنت
دم دکانم ایستادم و خبر فروختم
یا صاحب الزمان (عج) دم دکانم ایستادم و خبر فروختم خبر ز تو مهی که رفته ای سفر فروختم دوباره بعد آخرین تشرفم به محضرت دو شیشه عطر خاوری به باختر فروختم    به عشق دام، دانه را رها نمودم ای دریغ فراغ بال خویش را به درد سر فروختم دغل نموده ام به خاطر تو با تمام شهر به جای دل به اهل…