close
تبلیغات در اینترنت
نگو چرا ز نخل غم ثمر درست می کنم
یا صاحب الزمان (عج) نگو چرا ز نخل غم ثمر درست می کنم برای تیر هجر تو جگر درست می کنم تمام روز را تو زخم می زنی به بال من و من ز شام تا به صبح ، پَر درست می کنم   نهفته رو قدم نزن فضول شهر غیبتم ز رو اگر نشد ز بو خبر درست می کنم تو پای لب شوی قدم نهی به روی این لبم ز کام خشک خویش بوسِ تر درست می کنم نیامدی و من چو شمع کسر می شوم گَلم فقط از این نیامدن ، ضرر درست می کنم میان جاده می نشینم و تکان نمی خورم برای شهر خود دوباره شر درست میکنم تو لطف کن فقط بیا به جنگ خار و خاشها برای سینه ات ز جان…