یا رقیه (س)   درسته سوخته موهات اما بازم قشنگه رنگ خاکستریش با رنگ موهام یه رنگه   میدونی کارِ من با یه بوسه حل نمیشهآخه چیزی برا من طعم عسل نمیشه   درسته که اسیرم ولی مثِ یه شیرم حق تو رو از یزید با گریه هام می گیرم   مث قدیم بابایی لب بزا رو لب من لب رو لبم نزاری بالا میره تب من   از چی تنت رها شد زخمی میون گودال به جون عمه بابا پیش تو رفتم از حال   دست خزون نشسته روی چشای تارم؟ روی دو پلک خسته ام رنگ بنفشه دارم   جعفر ابوالفتحی