یا رقیه بنت الحسین اشفعی لنا عندالله   در میان راه بابا من چقدر آزار دیدم آنچنان زد زیر گوشم عمه را هم تار دیدم این منافق ها مرا هم دوره کردند و فقط من عمه زینب را در آنجا محرم اسرار دیدم عمه زینب را که چشم شمس هم بر او نخورده قد خمیده در میان دیده ی انظار دیدم آن قدر در ازدحام کوچه و بازار بودم ماه و انجم را شبیه کوچه و بازار دیدم دختران بابای خود را زیر نور ماه بینند من پدر را زیر تیغ و نیزه ی اشرار دیدم بهر عاشق هست شیرین لحظه ی دیدار معشوق من سری از تن جدا را لحظه ی دیدار دیدم   جعفر…