یا صاحب الزمان (عج)   کوچه ها را یک به یک گشتم ولی پیدا نشد باز هم این صبح جمعه زشت شد ، زیبا نشد شهر را با گریه هایم زیر و رو کردم ولی چشم من لایق به دیدار گل زهرا (س) نشد  هر که نام دلبرم را برد ، شد حاجت روا نام او را بردم اما یک گره هم وا نشد یک گره دارم که آن نادیدن رخسار اوست این گره بر طالعم خوابید و دیگر پا نشد یار گفتا رویتش فردا میسر می شود من چه سازم با دل و جانم اگر فردا نشد? جمعه شد پرونده ی اعمال ما دستش رسید.... و فقط پرونده ی تاریک من امضا نشد.... عالمی منها شد از درک حضور…