زبانحال حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا که میچَرخانَم این دَستاس را غَم میخورَم غم برای مرتضے مولاے عالم میخورم یِک نَفَر دَر شَهر ، یارِ مُرتَضاے مَن نَشد خانه بی لَبخَند او ، خانه بَرای مَن نَشد   هیچ مردے از پی سوز صداے من نرفت یک نفر دنبال کار مرتضاے من نرفت پشت آن در سوختم خاکسترم بر باد رفت ارج و قرب من میان خانه ام از یاد رفت جعفر ابوالفتحی