close
تبلیغات در اینترنت
حالا که داری می روی من بی قرارم
زبانحال حضرت  علی (ع) با حضرت  زهرا (س) حالا که داری می روی من بی قرارم راضی به این رفتن شدی حرفی ندارم من میوه ی اشکم رسیده.... کن نگاهی این روزها خیلی ز داغت آبدارم   راضی نبودم وا کنی در را ؛ ولیکن من این دم در آمدن را دوست دارم مانند روز عقدمان برخیز از جا یک زیوری در دست کن ای خواستگارم دست خودم که نیست این باران اشکم در این قضیه جان تو بی اختیارم هم من توام ، هم تو منی هنگام دیدار انگار در دستان خود آئینه دارم حیف دو چشمت نیست می گریی عزیزم با خنده هایت نوبهارم ای بهارم وقتی…