مناجاتی سیدالشهداء (ع) گریز گودال   آن روز که با نفخ روحت جان گرفتم از آتش عشقت دلی بریان گرفتمپر می زدم آواره از کویی به کوییتا زیر ایوان حرم اسکان گرفتم هرگز نفمیدم چه سرّی دارد اینجا هر چه گرفتم زیر این ایوان گرفتم جای دگر اصلا نرفتم غیر از این در نان شبم را هم از این دکان گرفتم من از برای دادن جانم برایت روز تولد از دلم پیمان گرفتم آنقدر که گفتم "حسین جانم حسین جان" خواب شب از ایران و از توران گرفتم پایت بمانم میوه خواهم داد آخر این درس را از نخل خوزستان گرفتم دستت حسابم را جلوتر…