close
تبلیغات در اینترنت
از لات های کوچه برم حرف می زنند
از لات های کوچه برم حرف می زنند عمه ... ز پاره ی جگرم حرف می زنند سنگی به دست کودک و پیر و جوانشان گویا که از سر پدرم حرف می زنند   وقتی که زجر چکمه ی خود می کند تمیز مردم ز درد این کمرم حرف می زنند هم می زنند بر تن من کعب نیزه هم از زخم های بال و پرم حرف می زنند قَدّم به ارتفاع لگدها…