close
تبلیغات در اینترنت
گرچه چشم زخمی اش از ضرب سیلی تار بود
#بسم_الله_الرحمن_الرحیمزبانحال حضرت امیرالمومنین علیه السلامگرچه چشم زخمی اش از ضرب سیلی تار بود شام را تا صبحدم در ذکر حق بیدار بودهیچ وقت از ماجرای ظلم کوچه دم نزداو دلِ آزرده اش گنجینه ی اسرار بود استخوان دنده هایش خرد شد در پشت درزین سبب پهلو به پهلو گشتنش دشوار بوداو که سقف منتش روی سر هر ذره بودروزهای آخرش منت کشِ دیوار بودمن نمی گویم چه شد اصلا نگویم بهتر استجای "تازیانه" هم بر پیکرش بسیار بودبشنوید ای گریه کنها: پشت درب خانه امصحبت سوزاندن زهرای من درکار بودمادر این خانه را…