close
تبلیغات در اینترنت
قبل از سحر صیاد آمد به شکارم
بسم الله الرحمن الرحیممناجاتی سیدالشهداء و گریز گودالقبل از سحر صیاد آمد به شکارمبعد از سحر او را صدا کردم "نگارم" بعد از غروب آفتاب خودپرستیدر کام جانم رفت عشق خوشگوارم فرق میان عقل و قلبم شد هویداعقلم صدایش زد "حسین" دل خواند "یارم"آنگاه فهمیدم که در دستان یارمدر اختیارِ جبرم و بی اختیارمعلم الیقین؟ عین الیقین؟ حق الیقین؟ خب از شمع من هم سهم خود را خواستارماین اتصال جاذب و مجذوب یعنیجانم نثار آن کسی که شد نثارماندازه ی دریا برایم خرج کردهمن هم برایش قدّ دریا…