یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریفبس تیر غمی که به دلم کرد روانهاز درد ندارم به لب آواز و ترانه آشفت دلم را گله محتاج نگارمآنگونه که محتاج شود موی به شانه یاد از رخ دلدار کنم کوچه به کوچهدنبال نگارم بدوم خانه به خانه در حسرت دیدارم و این ثانیه ها راتا آمدنش میشمرم دانه به دانه تقصیر من بی سر و پا شد که حبیبماز شهر گریزان شده نفرین به زمانه هر بار دلش سوخت و تا خانه ام آمداینبار بیاید به برم با چه بهانه؟ یک مرد خطاکار در این شهر گنه کردصد دلشده محروم شد از فیض شبانه گه میل خدا دارم و گه میل…