close
تبلیغات در اینترنت
بس احترام دیدیم آنهم چه احترامی
شام ....بس احترام دیدیم آنهم چه احترامیدر حال انتقامند آن هم چه انتقامی بغض گلو گرفته فریاد داد و بیدادیک قافله سکوت و غوغای بی کلامی اطرافمان به شادی سرگرم رفت و آمددلشادمان نکردند...حتی به یک سلامیاز کوچه هاو بازار در بین چشم انظارما را عبور دادند این مردم حرامیدلخسته از اسارت مجروح از جسارتمن اینچنینم و تو زخمی سنگ بامیمن کشته ی نگاه  یک مشت لا ابالیتو کشته ی مرام یک مشت بی مرامیپا تا سرم کبودی دور و برم یهودیدر بین ازدحامم آن هم چه ازدحامیبالای نیزه و طشت روی درخت و صندوقهم سنگ خورده هم…