یا سیدالشهداء علیه السلامقدر وسع جان خود از کفر بیرون می شومرهسپار راه تو با رتبه ای دون می شوم دست خالی می روم از خویش تا کرب و بلاآجری ناپخته ام کز کوره بیرون می شوم دم به دم در هر نفس اجحاف بر خود میکنمآخرش هم دلخور از این چرخ گردون می شومشیطنت های مرا در نطفه خاموشش نمامن به جان خلق افتم مثل طاعون می شومآب را در آبکش می ریزم از بس غافلماز خودم کم میشوم تا بر خود افزون می شومدر مسیر فطرتم... با علم و حق در حرکتم...چشم بر دنیا که می اندازم افسون می شومپست و ناپاکم... بدم... اما نمی دانم چرااکثر…