حسین جانم  نام تو بردم و دیدم جگرم سوخت حسینز آتش درد همه برگ و برم سوخت حسین چار حرف است ولی برکت یک عمر من استگفتم و هر عمل بی ثمرم سوخت حسین ز آتش هجر تو ای سوخته هر سوخته ایتا که فهمید به آه و شررم سوخت حسینسوختن از غم تو ارثیه ی نوکرهاستقبل میلاد برایت پدرم سوخت حسیندل که یک عمر به ما بیم ز آذر می دادوقتی افتاد به کویت گذرم سوخت حسینپر وسیله است به سر منزل مقصود رسیمتا رسیدم به دم روضه پرم سوخت حسینصبح گفتم ز غمت قطره ی اشکی ریزمیاد گودال که کردم سحرم سوخت حسینعصر شد سمت حریم…