یا رضیع الحسین سلام الله علیهگل من رنگ آفتاب ندیدخشک شد بارش سحاب ندید بسکه طفلان عمو عمو گفتندجز ابالفضل را به خواب ندید با لب تشنه دست و پا می زدبین گهواره جز عذاب ندیدگفت سیراب کن مرا باباگفت من تشنه ام جواب ندیدانتظار دو قطره آب کشیدروی دستم به جز سراب ندیدحرمله تیر بر گلویش زدخوب شد این صحنه را رباب ندیدطفل من زود رفت الهی شکرریش من را به خون خضاب ندیدجعفر ابوالفتحی