حسین جانمدر روضه اش قمار مرا غم حساب کرد قد مرا ز داغ غمش خم حساب کردما را بقیه پس زده بودند چند بار ما را حسین بود که آدم حساب کرد امسال هم دوباره مرا برد کربلانا گفته مزد اشک مرا هم حساب کردمن هی دروغ گفتم و او هی قبول کردمن گفتم عاشقم،  روی حرفم حساب کردیک کیسه قند نذر حسینیه کردم وآن را به قدر بخشش حاتم حساب کردخیلی به او ضرر زده بودم تمام عمرهر بار پای حال خرابم حساب کردخیلی گناه کردم و خیلی نگاه کردخیلی ولی زیاد مرا کم حساب کردیک عالمه برای غمش اشک ریختم یک عالمه برای دو عالم حساب…