حسین جانماجر من پیش خدا غم بخرم بیش تر است اینچنین است که غم در جگرم بیش تر استباطنا سود برای من و امثال من است ظاهرا در طلب تو ضررم بیش تر است بیشتر گریه کنم بیش ترم می گیرمبیشتر گریه کنم پس گهرم بیش تر استآتش بیشتری سنگ دلم می خواهدچند روزیست که حجم حجرم بیش تر استلشکر بیشتری از مژه آوردم پسپیش شاه دو سرایم ظفرم بیش تر استطفل را جای بده گوشه ی آغوش خودتحال من گریه ی من بین حرم بیش تر استصبح ها سوی تو سیر و سفرم بیش تر استصبح ها از سر کویت گذرم بیش تر استصبح ها بیشتر از حال دلت با خبرممی شود…