گودال ...ای مه که دادی درس بر لیلا و مجنونای شه که افتادی میان مقتل خونای کشتی پهلو گرفته بین هامونآه ای غریب بی کفن ای کشته ی اشکچشمان ما بهر تو می گرید چنان مشک ای زینت دوش نبی پس کو سر توگرمای آغوشم چه شد انگشتر تودیگر نمی آید صدا از حنجر توحتی توان شیون و زاری نداریافتاده ای در مقتل و یاری نداریطفلان همه در پای خسته خار دارندده شب به عشقت دیده ی بیدار دارنداز داغ تو چشمان آتش بار دارندلطمه زنان گویند با صد آه و افغانمظلوم حسین مظلوم حسین مظلوم حسین جانآه ای فلک ماه شب تارم کجا…