حسین جانمبرای زخم تنت مادرانه می گریمبه یاد داغ تو با هر بهانه می گریمهر آنچه اشک ببارم کم است در غم توچو خون شود ز دو چشمم روانه می گریم به یاد سوختن خیمه های کرببلاچو مرغ سوخته در آشیانه می گریمدو تار موی تو فخر دو عالم است حسینچه شد به موی تو زد پنجه شانه ، می گریمچه شد که آتش سر نیزه ها عزیز رسولکشید از جگر تو زبانه می گریمچه شد که تیر سه شعبه زمانه را چرخیدگلوی طفل تو را زد نشانه می گریمبه روی نیزه سرت را شبانه می بردندکه پا به پای سر تو شبانه می گریمترانه ساز لبت گریه ی سه ساله ی…