close
تبلیغات در اینترنت
دست گدا به سوی کریمی دراز شد
  مناجات و گریز روضه    دست گدا به سوی کریمی دراز شد موی گدا به حالت مستانه ناز شد یک قطره اشک کار خودش را تمام کرد این قصه ی کریم و گدا جانگداز شد     اول نساخت قلب گدا با محیط عشق آخر به لطف اشک غم تو " بساز" شد از گریه های حضرت زهراست اشک ما این اشکهای مادر تو "گریه ساز "شد سنگی به سوی قبله ی ابروی تو زدند دیوار کعبه بین دو چشم تو باز شد آتش دوید سوی نیستان کربلا دستی به سوی خیمه زینب دراز شد دیگر نگو که زیر سم اسب رفته بود جسم حسین و سطح زمین همتراز…