close
تبلیغات در اینترنت
گدائیکه ندارد با خدای خود سر و کاری
یا الهی .... گدائیکه ندارد با خدای خود سر و کاری مریض است و ندارد در کنار خود پرستاری درِ لطف و کرم باز و خدا همین در کمین توست اگر خواهی برو اما بدان ای بنده مختاری   اگر آیی به درگاهش ز خود باید شوی بی خود نبینی خویش را اصلاً به قدر نقطه پرگاری تو خود بینی و ذرات وجود تو خدایت را ؟ بگو تا کی به زندان منیت ها گرفتاری اگر بنده ... توانستی ز مرگ خود فراری شو به فکر چاره باش ای جان که ای بیچاره ناچاری شبی را بهر فردایت به آه و ناله ای سر کن کجا یکسان بُوَد بودن اسیر نوم و بیداری  جعفر ابوالفتحی…