یا جواد الائمه ادرکنی   مجنون به سوی قبر تو آمد اسیر شد خضر از غم عزای عظیم تو پیر شد جبریل آمد و به قدم هات بوسه زد از آن به بعد از همه غیر تو سیر شد موری کنار سفره ی پر برکتت نشست آنقدر خورد و برد که شاه و امیر شد شکر خدا که آب و گِلِ ما حسینیان بین دو دست پاک تو آقا خمیر شد افسوس ، تشنه لب ، جگرت سوخت یا جواد (ع) جسم نحیف و مختصرت سوخت یا جواد (ع) دور و برت بگو چه قَدَر ازدحام شد خانه کمی شبیهِ به بازار شام شد نَه  نان خشک و نَه   صدقه بلکه قسمتت دشنام و طعنه جای درود و سلام…