close
تبلیغات در اینترنت
یوسف مصر تو رادید و دلش آب افتاد
یا صاحب الزمان (عج)   یوسف مصر تو را دید و دلش آب افتاد در پی تو به پس پرده ی محراب افتاد تا به سرسلسله ی عشق نظر افکندی از همان دم به زمین پرتوی مهتاب افتاد   پیچش موی تو در پهنه ی چشمانم رفت تا دلم آمد و در پنجه قلاب افتاد تا به قند لب خود شهره ی شهرم کردی می ز چشم و دل هر دیده ی عناب افتاد تیغ مژگان حسین است به دستان حسن شکر و صد شکر دلم دست دو قصاب افتاد تو چه کردی که شدم مست می سجاده ظلم یا مهر چرا چشم من از خواب افتاد جعفر ابوالفتحی