مادر جان   بر در غمخانه ات هر دیده ای تر می شود ذکر لب هایش پس از آن : "وای مادر" می شود روضه ها را می کنیم آغاز با دیوار و در آخرش هم ختم به یک نیزه و سر می شود سخت تر از درد پهلوهای تو این حادثه است سالها خانه نشینی کار حیدر می شود آن زمان که قدر زرگر را نداند هیچ کس کوزه گر می آید و یکروزه زرگر می شود بعد از آن هم دختر پاک رسول کائنات پیش چشم مرتضی یکدفعه پر پر می شود بعد هم خیلی طبیعی یک هزار و چند سال روزگار مسلمین بی حب تو سر می شود من فقط با روضه هایت گریه کردم مادرم دیده ام…