یا حسین (ع)   تازه فهمیدم گدا را با دو تا چشم ترش می بری تا چشمه با حال خراب و مضطرش آب کوثر را نشانش می دهی و آخرش می کشانی تا حوالی دو پای دلبرش   بعد از اینکه که گشت پروانه ، میان هرم شمع می دهی بر باد سرخ کربلا خاکسترش بوی این خاکستر مجنون کش دیوانه را کی کنم تشبیه به مشک و گلاب و عنبرش مثل اینکه من فقط بی بهره ام از لطف تو سائل بی بهره را..‌‌‌... ای خاک عالم بر سرش.... شوق بوسه از سر و خال و عبا و گونه را باز هم از من بگیر و ده به از من بهترش کاش منت بر سر سائل گذارد…