close
تبلیغات در اینترنت
به نام مادر سادات و مادر پدرش
یا زهرا (س) به نام مادر سادات و مادر پدرش به نام ام ابیها و مجتبی پسرش به نام حضرت زهرا و آتش جگرش به نام معجر خونین و پلک شعله ورش به نام آنکه به پای ولای تاج سرش میان آن در و دیوار سوخت بال و پرش به نام فاطمه آغاز می کنم سخنم که من اسیر خدا و اسیر پنج تنم هماندمی که مدینه سرای ماتم شد ز سرو قامت زهرا دو استخوان کم شد به نزد کعبه ی چشمان جانشین خدا نداشت طاقت و یکدفعه از کمر خم شد درست قصه ی موسی و سامری شده بود امیر گوشه نشین و صغیر ، اعظم شد جفا به همسر مولا گذشت از سر حد شکست شیشه ی عمر علی…